پرسپکتیو های مهتاب

هشـدار که آرامـش ما را نخـراشـی!

شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار...

  • آمانیتا موسکاریا🍄
  • شنبه ۵ اسفند ۹۶
  • ۱۶:۴۵

پارسال تقریبا همین موقع بود، یه اتفاقی افتاد برام که به کل زمین و زمان بابتش گله کردم، در حد مرگ گریه کردم و... خب تحملش برام خیلی سخت بود ولی... 

امروز داشتم درس۹ دینی پیش، همون درس لعنتی سخت، رو میخوندم، نوشته بود "اعتقاد به تاثیر غیب در پیروزی های مادی" و من یادم افتاد یه همچین پیروزی ای رو داشتم... امتحان نهایی دینی سوم دبیرستان! اولین امتحان... تا صبح نخوابیدم و گریه کردم، به درگاه خدا التماس کردم، چون من المپیادی بودم هیچی از درس های مدرسه رو نخونده بودم... دینی رو هم به زور رسیدم فقط روخوانی کردم و چندتا نمونه سوال حل کردم چون فرجه اش رو زیست گیاهی خوندم! صبح امتحان مشخص بود دینی از سال های قبل سخت تر طرح شده، از طرفی نهایی بود! مو به مو چک میکردن و هر کلمه بارم بندی داشت! همه سوال ها رو خدا شاهده که چرت و پرت نوشتم... اینقدر چرت و پرت که حتی جرئت نکردم با پاسخنامه چک کنم:/ خیلی هم دیر برگه م رو تحویل دادم و یاسمن زودتر تحویل داد... مامانم ازش در مورد امتحان پرسیده بود و اونم گفته بود که ۱نمره غلط داره و خیلییی سخت بوده و اینا (مامانم اومده بود دنبالم که مثلا قوت قلب باشه برام :دی وگرنه امتحان های بعدی رو خودم میومدم و میرفتم چون حوزه نزدیک خونه مون بود و سرویسم هم گفت نمیتونه زود بیاد...) [بعدا مامانم گفت من در لحظه سکته کردم خخخ.. چون یاسمن که اینقدر آماده بوده برای امتحانا ۱نمره غلط داره پس لابد آمانیتا تجدید میشه و بعد از شنیدن اظهارات من بعد از خروج از جلسه به یقین رسیده!] لازم به ذکره که من یک سوال جای خالی رو اساسا ننوشتم! و همون سوالی رو هم که یاسمن غلط نوشته بود، منم غلط نوشتم://// همون روز اومدم خونه و یه نامه ی بالا بلند برای خدا نوشتم که دمت گرم همین امتحان اولی حالمو گرفتی و چطور و فلان و بهمان و... کلی غر و کلی حرف های... و اینقدر در افسردگی امتحان دینی بودم و تمام امتحانای بعدی رو بد دادم و به خاطر یه سری دلایل دیگه! عاخه دینی ضریبش۴ بود و کلی معدلم رو پایین میاورد!

من در کمال ناباوری دینی ۲۰ شدم! یه ذره که زمان گذشت و آب ها از آسیاب افتاد، برای هرکی تعریف میکردم، میگفت آمانیتا توهم داره! مگه میشه؟ حتی یادمه که زن داییم به مامانم گفت پیش روانپزشک ببره منو... چون با وجود سه مصحح غیرممکنه سوالی از زیر دست کسی در بره و دیده نشه... من کلیییی شرمنده ی خدا شدم:(

و اما امروز، بعد از خوندن اون قسمت از کتاب دینی توی این فکر بودم که بعد از اون امتحان از غیب ۲۰شده، دیگه خدا نه صدام رو شنیده، نه جوابم رو داده:((( شاید شما هم فکر کنید من دیوونه م و نیاز دارم برم پیش روانپزشک ولی یه ربع بعدش یه اتفاقی افتاد که خدا قدرتش رو در نهایت شکوه و جلال نشونم داد و نشونم داد که اگر چه پارسال بابت همین اتفاق نابود شدم...به صلاح بوده و من عینا صلاحش رو دیدم! همین امروز! به وقت ۱۳:۳۰! یه اتفاقی امروز افتاد که ممکن بود...

خدایا بابت تمام نعماتت شکر و بابت تمام مزخرفاتی که بعضا میگم منو ببخش! خواهش میکنم منو ببخش! من دختر خوبی نیستم... وقتی میگی دختر بدی هستم ذهن مردم ناخودآگاه سمت موارد بدی میره... منظورم یه چیز دیگه است که خودش میدونه!

و امیدوارم زنده بمونم و اون روز بیاد که علت پشت کنکوری شدنم رو بفهمم... و مطمئنا اون روز خوشحال تر و شاکرترم:)))

  • نمایش : ۹۳
  • میم . الف
    :)))
    :))))
    tiktik tiki
    همین اتفاق برامن واسه ریاضی افتادمعلم مابه خیال تودش کنکوری باهامون کارمیکردوعملامن هیچی ازتمریناوراه حلای کتاب بلدنبودم بقول توواسه واو به واو کتاب بیست وپنج صدم میذاشتن!!!!ولی من برعکس توبعدازامتحان جرات کردم رفتم کلیدسوالاتودیدم حساب کردم نمرم روی17-18میشداینقدرگریه کردم اونروزبعدش کلی نذرونیازکردم که اگه کمترازاین نشم!مثه تودرکمال ناباوری شدم20
    واسه کنکوراولم بااینکه هنوزم میگم درس نخوندم جززیست وفیزیک به زمین وزمان فحش میدادم که من ال بودم بل بودم چرااینطورشدم من پارسال به داروی دورترین شهراراضی بودم،من پارسال ناشکری خیلی کردم ولی جواب ناشکریارودیدم من ازشهریورتااذره فقط گریه میکردم،گریه هام جواب ناشکری بدی بودزمانی که یه شب اینقدرگریه کرده بودم که دیگه داشتم هذیون میگفتم(نتیجه اخلاقی ناشکری نکن چون بدجوری میخوری😦)
    با دل شکسته یکسال گذشت...
    زمانی که رتبم اومد زمانی که رشته موردعلاقم اومدفهمیدم واقعااااااکارای خدابیحمکت نیست(البته بهتره بگم کنکورقسمت زیادیش دست خوده ادمه من اگه سال اول میخوندم شایدقبول میشدم ونمیشه همه چیزوانداخت گردن قسمت وحکمت)
    ولی توامانیتامطمئن باش خدابدبندشونمیخادمخصوصابنده ایی مثه توکه اینقدرتلاش میکنه یقیناروزی مزداین تلاشتومیبینی چه دورچه نزدیک
    سال دیگه این موقه داری به خاطرات الانت لبخندمیزنی:)
    دلت شاد:))
    خصوصی جوابتو میدم:)
    چرا که در این مقال متاسفانه نگنجد:)))
    حوا ...
    شکرش :)
    خوشحالم که حالت خوبه.
    :)) تا ابد باید همینطوری شکر کنیم:))))
    my life
    منم میخواستم از این مورد بنویسم :)
    واقعا حکمتش رو نمیفهمیم خیلی وقتا ..اما دیر یا زود نشونمون میده
    :)
    فقط صبر داشته باش:)
    رومی
    به نکته جالبی اشاره کردی منم خدا توی دبیرستان و حتی اون سال که کنکور ریاضی دادم و قبول شدم و حتی توی دانشگاه هوام رو بیشتر داشت از وقتی درسم تموم شده و میخوام قدم تو یه راه جدید  بذارم ولی .... البته شک ندارم که هوامو داره ولی به قول تو اگه فلسفه اش رو بفهمم شاکرترم :))
    هعیبی روزگار:(((((
    خدایا یه حال اساسی به من و این رومی جان بده، گناه داریم خب:|

    :)))))
    خانم نارنج
    بوف کور عزیزم سلام ، خونه جدیدت مبارک  ببخشید اگر دیر اومدم  مواظب خودت باش، دوست دارم. 
    سلام خانم نارنج عزیز:) قربونتون برم من، مرسی:) نه بابا این چه حرفیه، خوش اومدید:)
    شما بیشتر مواظب خودتون باشید:)
    منم همینطور❤️
    رومی
    هعییی واقعا ممنونم ازت 
    خدایا یه نظری بفرما دیگه لطفا به من و آمانیتا جان الهی سال دیگه این موقع  تو تهران و من شهید بهشتی قبول شدیم و ترم ٢ هستیم (ترم ١هم قبوله اگه ورودی بهمن شدیم ؛)  ) من امسال هیچی آزمون ندادم تا الان بعد عید قراره سنجش بدم دعا کن ترازم بالای ده هزار بشه . 
    آمین:))))
    تهران خوشبختانه هر ١٦٠ تا ورودیشو یه نمیسال میگیره:))) اصلا ترم بهمن نداره :دی
    ان شاء الله که عالی میشی:)
    رومی
    آره تهران رو در جریانم که نیمسال دوم نداره منظورم همون شهید بهشتی بود :)) شاید باورت نشه ولی من ارادت عجیبی دارم به نیمسال دوم شهید بهشتی خدایااا بشه دیگه لطفا مرسی .:))
    با تراز ١٠٠٠٠ میشه:) البته شما بومی تهران هم هستی:) فکر کنم پارسال برای من میشد:)
    رومی
    من پارسال آخرین سنجشم ٩٩٥٠ شدم ولی کنکور رو خراب کردم و شدم ٩١٠٠ :'((( قربون شکلت تراز ١٠٠٠٠ برام رویاست الان 
    میگما این بومی بودنت تاثیر نداره؟!
    قاعدتا باید ترازهای پایین تر هم بشه، نمیشه؟ مثلا همون ٩٩٠٠؟
    ان شاء الله امسال بهتر هم میشی غصه نخور:)))))
    همیشه همینطور نمی ماند
    یک روز که تصورش را نمی کنی
    جایی که در خواب هم ندیدی لحظه ای که به هیچ چیز فکر نمی کنی
    و تازه رها شده ای از بند آرزو
    از جانب پروردگار دریافت خواهی کرد
    چیزی فراتر از آنچه در طلبش بودی
    چیزی ارزشمندتر و دلپذیرتر!
    مطمئن باش در چنین روزی خوشحال تر خواهی بود...
    ٩٦/٨/١٧
    _________________
    وقتی رفتی تا آخر برو...
    وقتی ماندی تا آخر بمان...
    این تن، خسته است...
    از نیمه رفتن ها، از نیمه ماندن ها...
    ۹۷/۲/۶
    کلمات کلیدی
    موضوعات