پرسپکتیو های مهتاب

هشـدار که آرامـش ما را نخـراشـی!

پرسپکتیو های مهتاب

هشـدار که آرامـش ما را نخـراشـی!

همیشه همینطور نمی ماند
یک روز که تصورش را نمی کنی
جایی که در خواب هم ندیدی لحظه ای که به هیچ چیز فکر نمی کنی
و تازه رها شده ای از بند آرزو
از جانب پروردگار دریافت خواهی کرد
چیزی فراتر از آنچه در طلبش بودی
چیزی ارزشمندتر و دلپذیرتر!
مطمئن باش در چنین روزی خوشحال تر خواهی بود...
٩٦/٨/١٧
_________________
وقتی رفتی تا آخر برو...
وقتی ماندی تا آخر بمان...
این تن، خسته است...
از نیمه رفتن ها، از نیمه ماندن ها...
۹۷/۲/۶

کلمات کلیدی

دیروز، یک روز کم نظیر:) / خطاب به الی جان

شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۲۵ ب.ظ

با این که شبش به نسبت دیر خوابیدم، صبح به شدت سرحال بودم:) و خیلی هم خوشحال:) و نمیدونم دقیقا چرا:|

همون صبح یه اتفاق مزخرف افتاد که من هی خودم رو دلداری دادم غصه نخور دختر:( و غصه هم نخوردم :دی در معیت آقای پدر رفتم برای آزمون:) کراشم مثل همیشه زود اومده بود و باز هم کلییی با هم حرف زدیم و من هی ذوق کردم :دی لازم به ذکره که اولین دیدار وبلاگی هم رخ داد:)))) بله اولین دیدار وبلاگی:) من این دختر عزیزمون رو هزاران هزار بار (توام با کمی آرایه ی اغراق!) دیده بودم:) و حتی ٢آزمون پیش که…… و نمیدونستم که قراره یه روزی دوست وبلاگی بشیم:) خیلی جالبه! دنیا کوچیکتر از اونیه که ما فکرش رو میکنیم:) اون وقت من به آقای مرادی گفتم دنیا کوچیکه و اینا گوشش بدهکار نبود:/ بگذریم:) از آزمون بگم:) من رسما ریاضی رو توی خونه ماستمالی کرده بودم:دی بعد گفتم فاجعه میشه و نشد و از همیشه بهتر شد ٨٠٪؜ و بدون غلط:) از اون طرف شیمی٣ هم ١٠٠٪؜ و از همه بهتر ٦٠٠تا پیشرفت کردم:)))) باشد که همینطوری قلل موفقیت رو بپیماییم ان شاء الله:) بعد از آزمون چون که تحلیلش وقت کمتری برد کلیییی quiz of kings بازی کردم و مرسی از زری جون که برام رقیب پیدا کرد:) بعدترش رفتیم بیرون:) (خارج از شهر) دخترداییم هم بود:) فکر کن ٣-٤ ماهی بود ندیده بودمش:( دلم براش کلیییی تنگ شده بود نه که من نخوام ببینمش! اون رفته دانشگاه و تهران هم دوره برای ما نمیتونه مدام بیاد و بره:((( و چه عکسای قشنگی از خودش و خواهرش گرفتم؛) و باز هم مثل همیشه اونا نتونستن از من یه عکس درست و حسابی بگیرن:/// همیشه سیستم همینه من عکس عالی میگیرم اونا افتضاح:/ هرچی میگم دوربین رو بذار روی زمین! سمت خودت خمش کن، چک کن ببین دو طرفم قرینه باشه… اصلا متوجه نمیشن:||| منم عکساشونو نمیفرستم براشون:دی

وقتی اومدیم خونه ملیکا زنگ زد بهم و گفت برای علوم پایه اش دعا کنم:) به شدت دلم برای ملیکا تنگ بود:)) معتقده که دعام میگیره:// البته بیشتر دوستام یا حتی فامیل هم همین نظر رو دارن فقط نمیدونم چرا برای خودم تاثیر نداره:( ملیکا دختر فوق العاده ایه *___* اصلا حرف نداره! گفت بعد آزمون تمام خلاصه هاش و جزوه هاش رو میده به من *___* به شرطی که براش دعا کنم:) و کردم و میکنم:) راستش خودم میخواستم بعد از کنکور و تابستون که دیدمش ازش خواهش کنم که بده کپی بگیرم ازشون، عاخه خیلی دقیق مینویسه و به قول خودش باباش چکشون میکنه و خب خانوادگی پزشکن:/ ولی خجالت میکشیدم:/ الان خیلیییی خوشحالم که صاحب اون جزوه ها میشم چون من چه دعا بکنم چه نکنم ملیکا عالییی میشه:) و از خوب های دیروز میتونم به یه اتفاق اشاره کنم که… نه نه نمیتونم اشاره کنم:) فقط خواستم بگم مرسییی خدای خوبم که حواست بهم هست:) میدونید یه فکر و نیت بد توی ذهنم جولان میداد و چیزی نمونده که اجراش هم بکنم حتی:/ ولی شرایط طوری شد که اصلا ورق برگشت و همه چی یهویی جفت و جور شد و اون اتفاق هم نیفتاد:) و آخرش هم که فرصتش برای من پیش اومد خودم نخواستم انجامش بدم:) حکایت همون آیه ی اگه اشتباه نکنم ٣سوره زمره که میگه هرکس حریم الهی رو نگهداره خدا از جایی که فکرش رو هم نمیکنه بهش روزی میرسونه (نقل به مضمون) و من باز هم حرمت نشکستم:)) و انتظار نداشتم که ٦٠٠تا پیشرفت کنم:) فقط دعا میکردم که باز هم افت نکنم چون بیشتر اوقات افت میکنم سخت جمع میشه:/ عمومی البته ٢٠٠تا افت داشت که مهم نیست:) 

شاد باشید و از زندگی تون لذت ببرید:)

+ قالب چطوره؟ ؛))) دلم نیومد قالب شما رو استفاده کنم:(

موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۱۹
آمانیتا موسکاریا🍄

نظرات  (۶)

قشنگه. :))
پاسخ:
قشنگ میبینی:)
منم افت تراز نداشتم :) اما درصدام نصف توام نبود:دی
قال روشن دوست دارم:)
پاسخ:
خدا رو شکر:) :دیییی
قبلی برای تنوع بود:)
امیدوارممم یه روزی همه رو صد بزنی:))
دکتر جان تو آزمون سنجش میدی؟جامع هاشو،31 فرودین؟:/
همه میگن سنجش..ولی میترسم شبیه کنکور نباشه
پاسخ:
همه ١٠٠ که محاله:/ در تاریخ کنکور تجربی هیچ کس تا حالا نتونسته:// ولی انسانی و ریاضی بوده و انسانیش هم محمدرضا جلایی پوره:))))
ای بابا:| دکتر کیه؟!؟؟؟
٣١فروردین که جامع پایه س، من تا حالا مطابق با قلمچی خوندم کاملا و خب خیلی از مباحث همین پایه برای بعد میمونه… ماتریس، ادبیات٣ چند درس، محلول، القا، مغناطیس… برنامه م بهم میخوره:/ از همه مهم تر با قلمچی تداخل داره… همه کین دقیقا؟! همونایی که میگن سنجش شبیه کنکوره، قلمچی سخته؟! همونا تا حالا قبول شدن؟! :/ هیچ آزمونی شبیه کنکور نیس الا کنکورهای سال های گذشته اصن یه ادبیات خاصی سوالاش داره که هیچ آزمونی مثلش نیست:)
از ٣تای آخرش فقط یکی با قلمچی اگه اشتب نکنم تداخل نداره همونو فقط میدم… زود تموم کردن درس ها اصلا و ابدا خوب نیست… دوست من که زیر ١٥ شد اصلا سنجش نداد حتی ٣تای آخرشو
کلا وب خودته، هر چی بذاری قبوله، فقط قبلی یه جوری بود که من اذیت میشدم موقع خوندنش. مرسی که توجه نمودید و عوضش کردید :)))
ای بابا اون قالب رو خیلیا دارنش، تو هم اگه دلت میخواد بذارش :) هییچ مشکلی نداره از نظر من :)
پاسخ:
نه خب من که نمیخونم وب خودمو… شما اذیت میشید:)))
خواهش میکنم:)))
[انتقاد پذیری به حد اعلایش میرساند :دی]
چشم بعدا امتحانش میکنم:)))
۱۹ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۳۰ آنیا بلایت
سلام سلام سلام:))
من شب آزمون خیلی دیر خوابم برد و به خاطر یه استرس خنده‌دار و بنظم بی جا تا سه صبح بیدار بودم طبق معمول:)) بعدشم که ساعت ۶ نماز خوندم و خوابیدم توی خواب ، خواب دیدم که یه سری اسپروفیت غول‌پیکر در ابعاد سی متر و اینا که ترکیبی از شکل درخت نخل و خزه بودن حمله کردن به شهر و مردم رو میکشتن:/ و یه سری ابر سیاه هم تند و تند صاعقه میزدن به زمین:)) بعد منم توی خونه بودم و داشتم این صحنه رو با وحشت از پنجره میدیدم و اون اسپروفیتا و ابرا داشتن میومدن سمت خونه ما:/ بعد انگار فقط خاله‌م و من خونه بودیم و من هی التماس میکردم بهش که بیا فرار کنیم و اون با خیال راحت داشت جارو برقی میزد:/ :)) بعد توی خواب ، خواب میدیدم که بیدار شدم و اونا خواب بوده و بعد یهو دوباره همه چیز شروع میشد:)) 
منم عاشق اون آیه‌ی قرآنم و چندین بار معجزه‌ش رو حس کردم توی زندگیم:) اگر اشتباه نکنم باید برای سوره طلاق باشه. 
امیدوارم که تند و تند پیشرفت کنی ^-^
+عجب دنیای کوچیکیه واقعا :))♡
پاسخ:
سلام:)))
خیلی بده شب آزمون نخوابی:( صبحش مغزم یاری نمیکنه سوال حل کنم:(((
این چه خوابیه دیگه:/// شبیه زامبی بوده فکر کنم:/// من اگه بودم سکته میکردم😂😂 آزمون هم نمیومدم:/
چه عالی:))) والا یادم نیست سوره ش چی بود:) شاید همون طلاقه:)))
قربونت برم من:) همچنین خودت:))))
خیلیییی
چه کار خوبی کردی قالبو عوض کردی، قبلی اذیت می کرد چشمو،  این خیلی خوبه :) 
تبریک بابت پیشرفت ترازت، من هنوز قولی که دادی رو یادم نرفته، شیرینی 8000شدنتو به زودی ازت می خوام، برسی بهش به حق پنج تن [ با مشت بر سینه اش می کوبد] 
پاسخ:
از ستاره هاش خوشم میومد ولی هم چشم اذیت میشد، هم این که متن نظرها پیدا نبود.
مرسی گلاویژ جانم:)
واااای وااای خدا کنه:))) من سر قولم هستم:)
خدایا خواننده ی این پاسخ رو به مطلوبش برسون، آمین:)