پرسپکتیو های مهتاب

هشـدار که آرامـش ما را نخـراشـی!

دیروز، یک روز کم نظیر:) / خطاب به الی جان

  • آمانیتا موسکاریا🍄
  • شنبه ۱۹ اسفند ۹۶
  • ۱۲:۲۵

با این که شبش به نسبت دیر خوابیدم، صبح به شدت سرحال بودم:) و خیلی هم خوشحال:) و نمیدونم دقیقا چرا:|

همون صبح یه اتفاق مزخرف افتاد که من هی خودم رو دلداری دادم غصه نخور دختر:( و غصه هم نخوردم :دی در معیت آقای پدر رفتم برای آزمون:) کراشم مثل همیشه زود اومده بود و باز هم کلییی با هم حرف زدیم و من هی ذوق کردم :دی لازم به ذکره که اولین دیدار وبلاگی هم رخ داد:)))) بله اولین دیدار وبلاگی:) من این دختر عزیزمون رو هزاران هزار بار (توام با کمی آرایه ی اغراق!) دیده بودم:) و حتی ٢آزمون پیش که…… و نمیدونستم که قراره یه روزی دوست وبلاگی بشیم:) خیلی جالبه! دنیا کوچیکتر از اونیه که ما فکرش رو میکنیم:) اون وقت من به آقای مرادی گفتم دنیا کوچیکه و اینا گوشش بدهکار نبود:/ بگذریم:) از آزمون بگم:) من رسما ریاضی رو توی خونه ماستمالی کرده بودم:دی بعد گفتم فاجعه میشه و نشد و از همیشه بهتر شد ٨٠٪؜ و بدون غلط:) از اون طرف شیمی٣ هم ١٠٠٪؜ و از همه بهتر ٦٠٠تا پیشرفت کردم:)))) باشد که همینطوری قلل موفقیت رو بپیماییم ان شاء الله:) بعد از آزمون چون که تحلیلش وقت کمتری برد کلیییی quiz of kings بازی کردم و مرسی از زری جون که برام رقیب پیدا کرد:) بعدترش رفتیم بیرون:) (خارج از شهر) دخترداییم هم بود:) فکر کن ٣-٤ ماهی بود ندیده بودمش:( دلم براش کلیییی تنگ شده بود نه که من نخوام ببینمش! اون رفته دانشگاه و تهران هم دوره برای ما نمیتونه مدام بیاد و بره:((( و چه عکسای قشنگی از خودش و خواهرش گرفتم؛) و باز هم مثل همیشه اونا نتونستن از من یه عکس درست و حسابی بگیرن:/// همیشه سیستم همینه من عکس عالی میگیرم اونا افتضاح:/ هرچی میگم دوربین رو بذار روی زمین! سمت خودت خمش کن، چک کن ببین دو طرفم قرینه باشه… اصلا متوجه نمیشن:||| منم عکساشونو نمیفرستم براشون:دی

وقتی اومدیم خونه ملیکا زنگ زد بهم و گفت برای علوم پایه اش دعا کنم:) به شدت دلم برای ملیکا تنگ بود:)) معتقده که دعام میگیره:// البته بیشتر دوستام یا حتی فامیل هم همین نظر رو دارن فقط نمیدونم چرا برای خودم تاثیر نداره:( ملیکا دختر فوق العاده ایه *___* اصلا حرف نداره! گفت بعد آزمون تمام خلاصه هاش و جزوه هاش رو میده به من *___* به شرطی که براش دعا کنم:) و کردم و میکنم:) راستش خودم میخواستم بعد از کنکور و تابستون که دیدمش ازش خواهش کنم که بده کپی بگیرم ازشون، عاخه خیلی دقیق مینویسه و به قول خودش باباش چکشون میکنه و خب خانوادگی پزشکن:/ ولی خجالت میکشیدم:/ الان خیلیییی خوشحالم که صاحب اون جزوه ها میشم چون من چه دعا بکنم چه نکنم ملیکا عالییی میشه:) و از خوب های دیروز میتونم به یه اتفاق اشاره کنم که… نه نه نمیتونم اشاره کنم:) فقط خواستم بگم مرسییی خدای خوبم که حواست بهم هست:) میدونید یه فکر و نیت بد توی ذهنم جولان میداد و چیزی نمونده که اجراش هم بکنم حتی:/ ولی شرایط طوری شد که اصلا ورق برگشت و همه چی یهویی جفت و جور شد و اون اتفاق هم نیفتاد:) و آخرش هم که فرصتش برای من پیش اومد خودم نخواستم انجامش بدم:) حکایت همون آیه ی اگه اشتباه نکنم ٣سوره زمره که میگه هرکس حریم الهی رو نگهداره خدا از جایی که فکرش رو هم نمیکنه بهش روزی میرسونه (نقل به مضمون) و من باز هم حرمت نشکستم:)) و انتظار نداشتم که ٦٠٠تا پیشرفت کنم:) فقط دعا میکردم که باز هم افت نکنم چون بیشتر اوقات افت میکنم سخت جمع میشه:/ عمومی البته ٢٠٠تا افت داشت که مهم نیست:) 

شاد باشید و از زندگی تون لذت ببرید:)

+ قالب چطوره؟ ؛))) دلم نیومد قالب شما رو استفاده کنم:(

  • نمایش : ۹۰
  • میم . الف
    قشنگه. :))
    قشنگ میبینی:)
    my life
    منم افت تراز نداشتم :) اما درصدام نصف توام نبود:دی
    قال روشن دوست دارم:)
    خدا رو شکر:) :دیییی
    قبلی برای تنوع بود:)
    هویجوری:)
    امیدوارممم یه روزی همه رو صد بزنی:))
    دکتر جان تو آزمون سنجش میدی؟جامع هاشو،31 فرودین؟:/
    همه میگن سنجش..ولی میترسم شبیه کنکور نباشه
    همه ١٠٠ که محاله:/ در تاریخ کنکور تجربی هیچ کس تا حالا نتونسته:// ولی انسانی و ریاضی بوده و انسانیش هم محمدرضا جلایی پوره:))))
    ای بابا:| دکتر کیه؟!؟؟؟
    ٣١فروردین که جامع پایه س، من تا حالا مطابق با قلمچی خوندم کاملا و خب خیلی از مباحث همین پایه برای بعد میمونه… ماتریس، ادبیات٣ چند درس، محلول، القا، مغناطیس… برنامه م بهم میخوره:/ از همه مهم تر با قلمچی تداخل داره… همه کین دقیقا؟! همونایی که میگن سنجش شبیه کنکوره، قلمچی سخته؟! همونا تا حالا قبول شدن؟! :/ هیچ آزمونی شبیه کنکور نیس الا کنکورهای سال های گذشته اصن یه ادبیات خاصی سوالاش داره که هیچ آزمونی مثلش نیست:)
    از ٣تای آخرش فقط یکی با قلمچی اگه اشتب نکنم تداخل نداره همونو فقط میدم… زود تموم کردن درس ها اصلا و ابدا خوب نیست… دوست من که زیر ١٥ شد اصلا سنجش نداد حتی ٣تای آخرشو
    الی .
    کلا وب خودته، هر چی بذاری قبوله، فقط قبلی یه جوری بود که من اذیت میشدم موقع خوندنش. مرسی که توجه نمودید و عوضش کردید :)))
    ای بابا اون قالب رو خیلیا دارنش، تو هم اگه دلت میخواد بذارش :) هییچ مشکلی نداره از نظر من :)
    نه خب من که نمیخونم وب خودمو… شما اذیت میشید:)))
    خواهش میکنم:)))
    [انتقاد پذیری به حد اعلایش میرساند :دی]
    چشم بعدا امتحانش میکنم:)))
    آنیا بلایت
    سلام سلام سلام:))
    من شب آزمون خیلی دیر خوابم برد و به خاطر یه استرس خنده‌دار و بنظم بی جا تا سه صبح بیدار بودم طبق معمول:)) بعدشم که ساعت ۶ نماز خوندم و خوابیدم توی خواب ، خواب دیدم که یه سری اسپروفیت غول‌پیکر در ابعاد سی متر و اینا که ترکیبی از شکل درخت نخل و خزه بودن حمله کردن به شهر و مردم رو میکشتن:/ و یه سری ابر سیاه هم تند و تند صاعقه میزدن به زمین:)) بعد منم توی خونه بودم و داشتم این صحنه رو با وحشت از پنجره میدیدم و اون اسپروفیتا و ابرا داشتن میومدن سمت خونه ما:/ بعد انگار فقط خاله‌م و من خونه بودیم و من هی التماس میکردم بهش که بیا فرار کنیم و اون با خیال راحت داشت جارو برقی میزد:/ :)) بعد توی خواب ، خواب میدیدم که بیدار شدم و اونا خواب بوده و بعد یهو دوباره همه چیز شروع میشد:)) 
    منم عاشق اون آیه‌ی قرآنم و چندین بار معجزه‌ش رو حس کردم توی زندگیم:) اگر اشتباه نکنم باید برای سوره طلاق باشه. 
    امیدوارم که تند و تند پیشرفت کنی ^-^
    +عجب دنیای کوچیکیه واقعا :))♡
    سلام:)))
    خیلی بده شب آزمون نخوابی:( صبحش مغزم یاری نمیکنه سوال حل کنم:(((
    این چه خوابیه دیگه:/// شبیه زامبی بوده فکر کنم:/// من اگه بودم سکته میکردم😂😂 آزمون هم نمیومدم:/
    چه عالی:))) والا یادم نیست سوره ش چی بود:) شاید همون طلاقه:)))
    قربونت برم من:) همچنین خودت:))))
    خیلیییی
    گلاویژ ...
    چه کار خوبی کردی قالبو عوض کردی، قبلی اذیت می کرد چشمو،  این خیلی خوبه :) 
    تبریک بابت پیشرفت ترازت، من هنوز قولی که دادی رو یادم نرفته، شیرینی 8000شدنتو به زودی ازت می خوام، برسی بهش به حق پنج تن [ با مشت بر سینه اش می کوبد] 
    از ستاره هاش خوشم میومد ولی هم چشم اذیت میشد، هم این که متن نظرها پیدا نبود.
    مرسی گلاویژ جانم:)
    واااای وااای خدا کنه:))) من سر قولم هستم:)
    خدایا خواننده ی این پاسخ رو به مطلوبش برسون، آمین:)
    همیشه همینطور نمی ماند
    یک روز که تصورش را نمی کنی
    جایی که در خواب هم ندیدی لحظه ای که به هیچ چیز فکر نمی کنی
    و تازه رها شده ای از بند آرزو
    از جانب پروردگار دریافت خواهی کرد
    چیزی فراتر از آنچه در طلبش بودی
    چیزی ارزشمندتر و دلپذیرتر!
    مطمئن باش در چنین روزی خوشحال تر خواهی بود...
    ٩٦/٨/١٧
    _________________
    وقتی رفتی تا آخر برو...
    وقتی ماندی تا آخر بمان...
    این تن، خسته است...
    از نیمه رفتن ها، از نیمه ماندن ها...
    ۹۷/۲/۶
    کلمات کلیدی
    موضوعات