پرسپکتیو های مهتاب

هشـدار که آرامـش ما را نخـراشـی!

پرسپکتیو های مهتاب

هشـدار که آرامـش ما را نخـراشـی!

همیشه همینطور نمی ماند
یک روز که تصورش را نمی کنی
جایی که در خواب هم ندیدی لحظه ای که به هیچ چیز فکر نمی کنی
و تازه رها شده ای از بند آرزو
از جانب پروردگار دریافت خواهی کرد
چیزی فراتر از آنچه در طلبش بودی
چیزی ارزشمندتر و دلپذیرتر!
مطمئن باش در چنین روزی خوشحال تر خواهی بود...
٩٦/٨/١٧
_________________
وقتی رفتی تا آخر برو...
وقتی ماندی تا آخر بمان...
این تن، خسته است...
از نیمه رفتن ها، از نیمه ماندن ها...
۹۷/۲/۶

کلمات کلیدی

اندوه مرا بچین...

پنجشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۰۵ ب.ظ

بام را برافکن و بتاب که خرمن تیرگی اینجاست
بشتاب، درها را بشکن، وهم را دو نیمه کن که منم هسته این بار سیاه
اندوه مرا بچین که رسیده است
دیری است، که خویش را رنجانده ایم، و روزن آشتی بسته است
مرا بدان سو بر، به صخره برتر من رسان که جدا مانده ام
به سرچشمه ناب هایم بردی، نگین آرامش گم کردم و گریه سر دادم

فرسوده راهم، چادری کو میان شعله و باد، دور از همهمه خوابستان؟
و مبادا ترس آشفته شود که آبشخور جاندار من است
و مبادا غم فرو ریزد که بلند آسمانه زیبای من است
صدا بزن، تا هستی بپا خیزد، گل رنگ بازد، پرنده هوای فراموشی کند
ترا دیدم، از تنگنای زمان جستم. ترا دیدم، شور عدم در من گرفت
و بیندیش، که سودایی مرگم. کنار تو ، زنبق سیرابم
دوست من ، هستی ترس انگیز است
به صخره من ریز، مرا در خود بسای که پوشیده از خزه نامم
بروی، که تری تو چهره خواب اندود مرا خوش است
غوغای چشم و ستاره فرو نشست، بمان تا شنوده آسمان ها شویم
بدر آ، بی خدایی مرا بیاگن، محراب بی آغازم شو
نزدیک آی تا من سراسر "من" شوم.

موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۲۴
آمانیتا موسکاریا🍄

نظرات  (۲)

۲۴ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۰۱ محسن رحمانی
به به چه قشنگ .
پاسخ:
:))))
۲۶ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۰۳ روزالی پیرسون
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
به به به به بزن دست قشنگه رو به افتخار *** ***
پاسخ:
به افتخار آمانیتا:) متحول شدم دیگه...
الان کتک لازمم:(((((