پرسپکتیو های مهتاب

هشـدار که آرامـش ما را نخـراشـی!

ز نارساییِ طومارِ عمر، می ترسم…

  • آمانیتا موسکاریا🍄
  • سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶
  • ۰۲:۵۴

واقعا نمیشه ٣٦٥ روز رو توی یک پست جا داد. حداقل برای منی که عادت به طولانی نوشتنِ همراه با ذکر جزئیات دارم این موضوع شدنی نیست. از لحاظ کیفی سال بینابینی بود. نه به خوبی ٩٣ و نه به بدی ٩٤! اتفاقِ خوبِ برجسته یا بدِ برجسته ای هم نداشت! دو سه هفته هایی بود که با آزمون شروع و به آزمون مختوم میشد و در حد فاصل این آزمون ها افراد زیادی از بینمون رفتن. آزمون اول مادربزرگ محمدعلی. آزمون دوم محمد خودکشی کرد. آزمون سوم شوهرخاله ام. آزمون چهارم مادر مهشاد. آزمون پنجم عمه ی بابا. آزمون ششم خاله ی مامان. و خب این کارناوال مرگی در طول ٤-٥ ماه راه افتاد باعث شد نسبت به قضیه ی مرگ بقیه بی تفاوت بشم! تا میخواستم با مرگ اولی کنار بیام بعدی فوت میشد و… اما همین مرگ های زنجیره ای باعث شد خودم رو هم به مرگ نزدیک ببینم:/ والا! اگه الان بمیرم بعد اون همه آمال و آرزو و هدف چی میشه؟! خلاصه که تلنگری شد برای به هوش اومدن و تلاش مضاعف تا حداقل بشه به بخشی شون تحقق بخشید. حال روحی خودم هم حالت بینابینی داشت، در حالات عادی حالم عادی و در حالات نوسان هورمونی به شدت بد! چیه این آدمیزاد (خصوصا مونثش!) که با یه LH و FSH اینقدر بالا پایین میشه؟! جا داره از کلمه ی "شت" استفاده کنم:| اصلا این از "باگ" های خلقته:/ در مورد اخلاقم هم خدمتتون عارضم که کما فی السابق افتضاح و چه بسا افتضاح تر:/ و عصبی تر:/ کم حرف تر! خسته تر! ولی همون قدر خندون! مامانم معتقده که بی شعورتر و بی ادب تر از قبل:| ولی من قبول ندارم چون همون قدر بی ادب و بی شعور بودم منتهی تازگیا دارم نشونشون میدم :دی چون سال ٩٦ با تمام توانم با سیتستم "دل داده ام بر باد بر هر چه بادا باد/ مجنون تر از لیلی، شیرین تر از فرهاد" زندگی کردم و همین رویه رو در سال ٩٧ هم ادامه خواهم داد! حتی مصرع دوم بیت هم کاملا برام صادقه:) در مورد وضعیت مطالعه ی غیردرسی اصلا صحبت نکنم بهتره:| حتی یک دونه کتاب هم نخوندم:( تابستون، مادامی که منتظر اعلام نتیجه ی کنکور بودم، ٣کتاب رو چند صفحه اش رو خوندم ولی ادامه ندادم. کتاب خوندن ذهن آروم میخواد که من نداشتم. اوایل فکر کردم ژانر کتاب ها حوصله سر بره:/ اما با عوض کردن ٣کتاب اوضاع تغییری نکرد:( و سال ٩٥ هم وضعیتی مشابه رو تجربه کردم:( ما حصل این نخوندن ها این شد که ادبیات نوشته هام روز به روز بیشتر رو به افوله! هر چند که قبلا هم خیلی خوب نبود... نسبت به پارسال تقریبا هیچی گریه نکردم:) ولی خنده ی از ته دل هم نداشتم:) نسبت به پارسال دلبستگی هام با یک تقریب کلی کمتر شده و تلاشم مبنی بر خروج از چارچوب خودساخته ی ذهنی ام خیلییی کمتر شده:))) القصه که از ٩٦ بدی ندیدم:) فقط شب کنکور و روز اعلام نتیجه اش یه ذره بد بود که به نشانه ی اعتراض و به درک گویان مثل مورسو (ر. ک بیگانه ی آلبر کامو) که بعد مرگ مادرش نشست فیلم کمدی دید، من هم عاشقانه دیدم:)

• بس که بد میگذرد زندگی اهل جهان      مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند

[عید اون روزیه که واقعا برای تو عید باشه! عید یک واژه است که نمیشه به هر روزی تعمیمش داد! عید من روزیه که پزشکی تهران قبول بشم، والسلام!]

تبریک آغاز سال جدید رو از این "نغمه ی ناجورِ دشنامِ پستِ آفرینش" (ر.ک به زمستان اخوان ثالث) پذیرا باشید:)

آرزو میکنم سالِ جدید پر باشه از سلامتی، لب خندون، دل شاد، مهربونی، گذشت، محبت، ایثار، کمک، همدلی، همزبونی، صداقت و تمام خوبی ها:) سایه ی هیچ پدر یا مادری از سر بچه هاش کم نشه، غم مهمون خونه هامون نباشه، کسی رو از خودمون نرجونیم، به طبیعت آسیب نزنیم (اینو جدی میگم)، در مصرف آب هم صرفه جویی کنیم (خود دانید! اصلا اسراف کنید. خودتون بی آب میمونید، شهر ما که کلی ذخیره ی آب زیرزمینی داره، دلتون بسوزه!) عین انسان و مرتب و پیوسته درس بخونیم. از زندگیمون حتی اگه خیلی هم سخت گرفت و فشار آورد، در هر شرایطی لذت ببریم:)))

تا توصیه های ایمنی بعدی بدرود:دی

• موقع سال تحویل به حق یا مُقَلِّب، یا مُحَوِّل خوندناتون این "نغمه ی ناجورِ دشنامِ پستِ آفرینش" رو هم دعا کنید، بلکه دعای شما اثر کرد:) اگر خاطرتون از من مکدر شده، رنجیدید یا هرچی:) همینجا بگید حل و فصل کنیم. پشت حرفا و رفتارای من هیچ منظور بدی نیست، اصلا معذرت میخوام:| خوبه؟! 

تمت.


  • نمایش : ۹۷
  • ساجده رستمی
    خب ، با اینکه نمیشه اتفاقاترو جا داد اصلا توی یه متن مخصوصا واسه ما که جزئی بینیم موافقم ولی خب چه میشه کرد .
    اینکه ادم با دیدن این همه مرگ یهو دلش میلرزه و به خودش میاد بنظرم خوبه،منم تا حدودی بعد از زلزله کرمانشاه اینطوری شدم !
    در مورد اون هورمونای زنونه هم بگم که واقعا گاهی خیلی رو مخن🤦🏼‍♀️
    همین که خندت رو داری هنوزم خداروشکر :)
    و در نهایت امیدوارم امسال نتیجه‌ی کنکور خیلی خوبی برات رقم بخوره و سال ۹۷ بشه سال قشنگ نتیجه‌ی کنکورت.
    سال خوشگلی داشته باشی 
    ارادت :)
    دیگه نهایت توانمو بکار گرفتم که جاش بدم :دی
    :)))
    هورمونای مسخره ی بدجنس:/
    شکر خدا:)))
    واقعا ممنونم از مهربونیت عزیزجانم:)
    بهترین ها رو در سال جدید برات آرزو دارم:))))
    مخلصیم:)
    خوش اومدی به وب من:))))
    آنیا بلایت
    امیدوارم بهترین اتفاق‌ها و قشنگ ترین و مثبت ترین تغییرات توی زندگیت و کلی کتاب غیر درسی خوب توی ۹۷ منتظرت باشه :)♡ 
    التماس دعا♡♡♡
    داستان چیه؟! یه طومار برات نوشتم ارسال نشده:(((((
    فدات بشم من مهربون❤️ عاخ امان از کتاب غیردرسی:) منتظر پیشنهادهای تو هم هستم:)
    همچنین برای خودت خانم گل:)
    محتاجیم:))))
    لیمو جیم
    امیدوارم به ارزوی پررنگت برسی و دلت شاد شاد باشه ... سال خیلی خوبی رو برات ارزومندم 
    و پیشاپیش عیدت مبارک :-*
    قربونت برم لیمویی جان:) مرسی عزیزم:)
    ان شاء الله خودت هم به مطلوبت برسی:)
    عید شما هم کلی مبارک باشه❤️
    میم . الف
    آمانیتا ورودی 97 پزشکی دانشگاه تهران. :)))
    وااااااای😍😍😍😍
    من غش😅😅😅😅
    قربونت برم، مرسییی. خانوم گل:)
    عیدت هم مبارک:)
    محسن رحمانی
    سلام ودرود بر شما .


    عیدتون رو تبریک عرض نموده وسال خوبی را برای شما آرزومندم .
    سلام:)
    عید شما هم مبارک:)
    امیدوارم بهترین اتفاق ها در سال جدید براتون رقم بخوره:)
    my life

    عید اون روزیه که واقعا برای تو عید باشه! 

    منم اینو نوشتم تو پیش نویس هام  :)  امیدوارم ب ارزوت برسی عزیزم انشالا همهمون ب خواسته هامون برسیم و97 سال بترکونی باشه:* 

    مرسی از پست خوبت:)  
    جمله ی قصار به این قشنگی رو چرا انتشار ندادی؟!
    ان شاء الله شماره دانشجویی مون با ٩٧ شروع بشه:)))) اونم در رشته ی پزشکی:) و دانشگاه مورد نظرمون:)
    خواهش خواهش:) کاری نکردم که:)
    تیردخت :)
    آمانیتا موسکاریا :)) من عاشق اسم این قارچها بودم ...اصن عاشق کتاب زیست بودم ...
    خوش اومدی به وبم :)
    منم عاشق اسم های قارچ ها و کل کتاب زیستم :دی
    ممنونم خانوم:)))
    من هم ورود شما به اینجا رو خیر مقدم میگم (اوووه چه رسمی شد😅)
    رومی
    امیدوارم سال جدید اهدافت محقق بشن عزیزم . 
    پزشکی شهیدبهشتی رو از خدا برات میخوام:)
    رومی
    مرسی عززیزم منم پزشکی تهران رو از اعماق قلبم برات میخوام :*
    my life
    خخخخ ایشالا :)) *_________* خخخ
    آنیا بلایت
    نمیدونم:((( چیزی برای من نیومده:(( کجا نوشتی؟!
    همیشه همینطور نمی ماند
    یک روز که تصورش را نمی کنی
    جایی که در خواب هم ندیدی لحظه ای که به هیچ چیز فکر نمی کنی
    و تازه رها شده ای از بند آرزو
    از جانب پروردگار دریافت خواهی کرد
    چیزی فراتر از آنچه در طلبش بودی
    چیزی ارزشمندتر و دلپذیرتر!
    مطمئن باش در چنین روزی خوشحال تر خواهی بود...
    ٩٦/٨/١٧
    _________________
    وقتی رفتی تا آخر برو...
    وقتی ماندی تا آخر بمان...
    این تن، خسته است...
    از نیمه رفتن ها، از نیمه ماندن ها...
    ۹۷/۲/۶
    کلمات کلیدی
    موضوعات