پرسپکتیو های مهتاب

هشـدار که آرامـش ما را نخـراشـی!

زین چه بگفت دلبرم، عقل پرید از سرم!

  • آمانیتا موسکاریا🍄
  • دوشنبه ۱۳ فروردين ۹۷
  • ۲۳:۱۴

برای چهارمین سال سیزده به در، سیزده به در نبود و برای منی که همیشه در دامن طبیعتم ١٣ و ١٤ و بهار و تابستون فرق نداره:) گرچه اگه درس نداشتم از بیرون رفتن لذت میبردم… بگذریم:) بعد از مدتی اومدم با تل مامان توی گروه خانواده ی مادری سر و گوشی آب بدم دیدم یه آهنگ فرستادن ویژه ١٣فروردین: سال دیگه سیزده به در خونه شوهر بچه بغل:| این جمله رو مدام تکرار میکرد! منم بلند بلند میخوندم: سال دیگه سیزده به در، ویلای خاله، گری (=اسنل) به بغل:)) بعد دیدم خاله آنلاینه زنگ زدم به واتس آپش. از شما چه پنهون خواستم ببینم رفتن ویلا یا نه:) پسرخاله جواب داد. پرسیدم کجایید؟ گفت درسته ویلاییم ولی یه لحظه صبر کن تا دوربین رو بگردونم ببین چه خبره… خاله داشت برگه های بچه ها رو تصحیح میکرد و با ٤-٥ تا زن هم حرف میزد:/ ، شوهرخاله داشت با دوستاش درباره عمل نمیدونم چی چی حرف میزد و شلوووغ بود چه جوری! ٤-٥ تا بچه کوچیک دور استخر میدویدن:/ بعد گفت حالا اوضاع منو ببین! یه سری کاغذ ریخته بود جلوش! پرسیدم اینا چیه؟ گفت دارم فلان کتاب رو خلاصه میکنم (درباره تئاتر یونان:|) و ادامه داد خونه بودیم بهتر بود، این چه وضعیتیه:| همون لحظه که لنز دوربین فوکس کرده بود روی برگه ها چشمم افتاد به یه کلمه!! یک کلمه ی آشنا… اون کلمه هست خط چهارم ینی چی؟ ضد قهرمان! هماورد! و توضیح داد… پرسید چطور؟ گفتم تا جایی که یادمه اینو توی کتاب فربد که درباره فارماکولوژی و بیوشیمی بود دیده بودم:/ گفت شاید اشتباه میکنی. گفتم نه! گفت وایس! باباااا بابا توی بیوشیمی فلان کلمه کاربرد داره؟ صدای باباش رسید! آرهههه… گفتم دیدی که اشتباه نکردم! راستی گوشی خاله دست تو چی میکنه؟ گفت دیدی که بساط غیبت خاله خانباجی ها پهنه تازه داره برگه هم صحیح میکنه، البته تصحیح که چه عرض کنم یکی هم تموم نکرده:/ الان میاره میده من براش صحیح کنم، حالا ببین:// گوشی اش رو هم داده من که حواسم بهش باشه اگه کسی زنگ زد…

رفتم توی فکر! راستش من اون کلمه رو توی کتاب بیوشیمی ندیده بودم و دروغ گفتم:| اون کلمه ی آیدی اونه... معنیش رو از یاسمن و کاملیا پرسیدم خوب متوجه نشدم و گل خاتون (یه بلاگر عزیزِ وب حذف کن!) برام توضیحش داد! اما الان منظورت کدوم معنیشه؟ چرا همیشه اینقدر مجهولی؟ چرا دوست داری هر کسی درست متوجه ات نشه؟ چرا خط سومی؟ گیجم کردی! لعنتی!

+ سلام، سیزده تون به در و شادی:)

- علیک سلام:) همچنین سیزده شما هم به درس و خرخونی! بیرون که نرفتین؟

+ نه بابا درس داریم:)

- امر؟

+ احوال پرسی و اینا…

- هیچ وقت اهل احوال پرسی و تعارف و اینا نبودی، بگو

+ این آیدی ات معنیش چیه؟ خیلی وقته رفته روی اعصابم، امروز کاسه ی صبرم لبریز شد:|

- عجب! پس تو هنوز هم دست از غرورت برنداشتی! یه سوال بود میپرسیدی اینقدر اعصاب خوردی پیش نیاد:/

+ مگه تو دست از مجهولیتت برداشتی؟!

- مجهولیت:) آدم یاد معلولیت میفته :دی

+ معنی رو میگفتی…

- تو چی فکر میکنی؟

+ ایهام داره؟

- آره، آفرین! ضد قهرمانِ یک نمایشنامه ی تراژیک که همه چیز رو پارادوکسیکال میبینه و میخونه! 

+ کمرم شکست:/ این دیگه چیه:/ 

- خیلی دوستش دارم:) میدونی اولین کسی هستی که فهمیدی ایهام داره؟! پزشکی ها از جنبه ی بیوشیمی دیدنش و هنری ها هم هنری! خلاصه که "هر کسی از ظن خود شد یار من / از درون من نجست اسرار من" ولی چشم و گوش تو اون نور رو داشت:) آفرین!

+ حالا چرا ضد قهرمان؟

- چون همیشه آدم بده ی قصه ها منم!

+ [تو همیشه قهرمان بودی و هستی و خواهی بود حداقلش قهرمان منی…] تو که همیشه موفق بودی! ما چی بگیم وقتی این حرف توعه!

- تا موفقیت رو چی معنی کنی!

  • نمایش : ۶۲
  • آرام :)
    سیزده بدر با درس خوش میگذره :)))

    تو قهرمانیییی :-)😍😎
    و قسم به سیزده ای که حتی از اتاق هم به در نشد…
    شاید… ولی اون واقعا قهرمانه
    امیر +
    واو چه اسمی !!

    سیزده به در ، درس،خیلی خوبه !!منم کمی خوندم .

    آزمون جمعه هم موفق باشین :)

    حقیقتا کمرشکنه:)
    کلا درس چیز خوبیه:)
    متشکرم:) به همچنین:)
    همیشه همینطور نمی ماند
    یک روز که تصورش را نمی کنی
    جایی که در خواب هم ندیدی لحظه ای که به هیچ چیز فکر نمی کنی
    و تازه رها شده ای از بند آرزو
    از جانب پروردگار دریافت خواهی کرد
    چیزی فراتر از آنچه در طلبش بودی
    چیزی ارزشمندتر و دلپذیرتر!
    مطمئن باش در چنین روزی خوشحال تر خواهی بود...
    ٩٦/٨/١٧
    _________________
    وقتی رفتی تا آخر برو...
    وقتی ماندی تا آخر بمان...
    این تن، خسته است...
    از نیمه رفتن ها، از نیمه ماندن ها...
    ۹۷/۲/۶
    کلمات کلیدی
    موضوعات