پرسپکتیو های مهتاب

هشـدار که آرامـش ما را نخـراشـی!

پرسپکتیو های مهتاب

هشـدار که آرامـش ما را نخـراشـی!

همیشه همینطور نمی ماند
یک روز که تصورش را نمی کنی
جایی که در خواب هم ندیدی لحظه ای که به هیچ چیز فکر نمی کنی
و تازه رها شده ای از بند آرزو
از جانب پروردگار دریافت خواهی کرد
چیزی فراتر از آنچه در طلبش بودی
چیزی ارزشمندتر و دلپذیرتر!
مطمئن باش در چنین روزی خوشحال تر خواهی بود...
٩٦/٨/١٧
_________________
وقتی رفتی تا آخر برو...
وقتی ماندی تا آخر بمان...
این تن، خسته است...
از نیمه رفتن ها، از نیمه ماندن ها...
۹۷/۲/۶

کلمات کلیدی

و لا به لای خاطره ی ابریش ستاره و ماه...

پنجشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۴۵ ق.ظ

خستگی بود که خدایان و آخرت‌ها را همه آفرید؛ خستگی‌ای که می‌خواهد با یک جهش، با جهش مرگ، به نهایت رسد؛ خستگی‌ای مسکین و نادان، که دیگر خواستن نمی‌خواهد.

باور کنید برادران ، این تن بود که از تن ناامید گشت، که انگشتان جان فریب‌خورده خویش را بر دیوارهای نهایی سایید.

آن‌گاه خواست که با سر، و نه تنها با سر، از میان دیوارهای نهایی بگذرد و خود را به «آن جهان» برساند.

لیک «آن جهان» سخت از انسان نهان است؛ آن جهان نامردمانه از مردمی بری که یک «هیچ» آسمانی‌ست. باری بطن هستی با انسان جز به صورت انسان سخن نمی‌گوید.

موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۰۶
آمانیتا موسکاریا🍄