پرسپکتیو های مهتاب

هشـدار که آرامـش ما را نخـراشـی!

پرسپکتیو های مهتاب

هشـدار که آرامـش ما را نخـراشـی!

همیشه همینطور نمی ماند
یک روز که تصورش را نمی کنی
جایی که در خواب هم ندیدی لحظه ای که به هیچ چیز فکر نمی کنی
و تازه رها شده ای از بند آرزو
از جانب پروردگار دریافت خواهی کرد
چیزی فراتر از آنچه در طلبش بودی
چیزی ارزشمندتر و دلپذیرتر!
مطمئن باش در چنین روزی خوشحال تر خواهی بود...
٩٦/٨/١٧
_________________
وقتی رفتی تا آخر برو...
وقتی ماندی تا آخر بمان...
این تن، خسته است...
از نیمه رفتن ها، از نیمه ماندن ها...
۹۷/۲/۶

کلمات کلیدی

علم پزشکی ثابت کرده است که شکستن دل واقعیت است! یعنی وقتی دل کسی میشکند در قلب اتفاقی می افتد، مثل یک خون ریزی کوچک یا یک جراحت که حتی می تواند منجر به سکته قلبی شود!


۱. دختر خاله بزرگه: اگه علی (یکی از اقوام) یک ماه، فقط یک ماه، درس بخونه، قبول میشه! 

۲. دختر خاله دومی تنها هنری که میتونه به خرج بده اینه که مثل من رفتار کنه:/ دیگه وقتی شعر مورد علاقه ی حماسی طور من رو برای بیو اینستاش میذاره، واقعا انتظاری بیشتر از این نمیشه داشت که از شدت حسادت با من گیر بده به پزشکی:/ در مورد شعره بلافاصله که دیدمش توی بیو، از بیوی خودم حذفش کردم...

مادر همین دختر هر وقت میاد خونه ی ما (این شهر نیستن!) میگه تو و شمیم رو وقتی قبول نشدید، میفرستیم خارج! و من همیشه یه نگاه "خفه شو" طور سمتش پرت میکنم. گویا فهمیده من علاقه ای ندارم به این خزعبلش گوش بدم، این بار گفت قبول نشدی برنامه ات چیه؟ قبلا احتمال طرح چنین سوال لاینحلی رو داده بودم و با مامانم هماهنگ کرده بودم که در جوابش میگم میخوام برم حقوق آزاد بخونم:) تا ببینم آیا باز هم اون دختر مذکورش تلاش میکنه مثل من بشه یا نه:/ خاله با چاشنی یه پوزخند غلیظ گفت: هه! ببین آدم اولش چی فکر میکنه، تهش به کجا میرسه! از قضا سرکنگبین صفرا فزود...

۳. همون خاله مذکور از زبون من، به همه گفته که آمانیتا و شمیم قبول نمیشن و میرن با هم خارج! :/ به کجا چنین شتابان عاخه؟! دختر دایی م امشب گفت همه اینایی که میرن خارج یا طلاق گرفتن یا بیکارن، خلاصه که همه ی درها به روشون بسته است و به بن بست رسیدن! مثلا دوست من که طلاق گرفت از حرص پسره رفته روسیه پزشکی بخونه... زن دایی م هم ادامه داد آرههه، منم یه همکار داشتم که طلاق گرفت و حالا مرخصی بی حقوق گرفته رفته هند داروسازی میخونه! حالا همین دختر دایی طلاق گرفته ولی الان متاهله منتهی با یه آقای دیگه...

۴. ارتباط و علاقه ی من به ادبیات در ضمن وقت و انرژی ای که صرفش کردم بر کسی پوشیده نیست. هرکس که منو میشناسه میدونی من عاشق مولانا م و به هزار و یک دلیل! 

نمیدونم ن چرا مدام دوست داره منو آزار بده؟! 

:ببینید: من با این همه تجربه ای که در زمینه ی ادبیات کسب کردم همچین اجازه ای به خودم نمیدم که بخوام ۲تا شاعر و عارف بزرگ رو با هم مقایسه کنم، بعد ن که تنها افتخار ادبیش ۱۰۰ ادبیات کنکوره برای من شده کارشناس ادبیات تا مولانای منو بکوبونه:/

ن میدونه من متنفرم که کسی برام داستان یا فیلمی که دوستش دارم و هنوز هم موضوعش رو نمیدونم تعریف کنه... :ببینید: عذاب، پشت عذاب!

کسی که تنها تفریحش خوندن رمان های نتی مبتذل، اون هم بدون خوندن توصیفات بود، من و علاقه ی من رو نقد میکنه :ببینید:

نمیتونه خودش باشه بس که بی وجوده... در جریان ورزش من هستید که... :ببینید: ۴۸کیلوعه اینقدررر لاغره:/ من ۷۷کیلوعم...

خواستم مثلا اگه بد حرف زدم از دلش در بیارم... بلافاصله بعد سلام و احوال پرسی با این صحنه مواجه شدم:///

الان دیگه خانم دکتره :ببینید: 

ازم پرسید این مانتو شلواره بهم میان؟! و بعد از دو روز اینو فرستاده و عقل و شعور نداره که من کنکور دارم.. مثل این که من بیکارم و فقط منتظرم پیام هاش رو چک کنم...

منظور آقای نماینده شهر که پدر همکلاسیمون بود، هست ولی نمیدونم دقیقا داستان چی بوده:/ :ببینید: انگار که من پول ندیده و بدبختم! بنده ی خدا من ۴۷۰۰ دادم گوشی خریدم، واقعا ۲تومن تو میتونه حسادت منو برانگیخته کنه؟!


+ امیدوارم تک تک شون این ها رو بخونن! و حتی بفهمن که این وب منه :دی

+ تو اگر خویش منی، پیش منی، نیش چرا؟ میکنی قلب مرا عرصه ی تشویش چرا؟

+ نسبت دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد...


موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۰۷
آمانیتا موسکاریا🍄

نظرات  (۲۶)

از این مدل آدما همه جا و همیشه بودن و هستن. بیخیال... فقط خودتی که مهمی :)
پاسخ:
چرا همه دور من تشکیل اجتماع دادن عاخه؟ :/
۱۰۰٪ موافقم...
خیلی سخت میگیریا...
دقت کردی؟
پاسخ:
ینی شما مشابه مورد ۴ باهاتون برخورد شه، ناراحت نمیشید؟
نه بابا اطرافِ منم هست. زیاد... ولی واقعاً از یه جایی به بعد برام مهم نبود و نیست :)
پاسخ:
نه نه! یادته یه پست داشتی با عنوان "بغض فروخورده ی حوا" همچین چیزی بود فکر کنم...
خودت هم از حرفای بقیه ناراحت بودی...
میدونی منم اصل اصلش برام مهم نیست ولی الان واقعا حال روحیم خوب نیست اینا هم بدتر سوهان روحم شدن...
منم توی مهمونیای اخیر اینقدر سر این موضوع خارج رفتن باهام شوخی های درد ناک شد که نگو... واکنش من چی بود؟ لبخند زدن و تظاهر به اینکه خیلی نمکدون تشریف دارن و من ناراحت که نمیشم هیچ دارم از شعف و شادی میمرم که مسئله‌ای به حساسیت کنکور من رو دارن مطرح میکنن. ّ
بی‌نهایت متنفرم از اینکه برم مهمونی و بحث کنکور و آینده من و اینکه اگه چیزی که میخوام رو قبول نشم باید چیکار کنم و اینجور چرت و پرتا پیش بیاد...
+واقعا ارزش ندارن این افراد:) حسادت و بدخواهی از سر و روشون میباره... به نظرم نه تنها از مهمونیاشون دوری کن ، بلکه به هیییچ وجه توی تلگرام و غیره واسشون وقت نذار :||| به جاش هر وقت دلت گرفت به خودم زنگ بزن باهم بریم یه کافی شاپ لابلای درختای سبز محله >:)) 
پاسخ:
مهمونیا رو که اصلا نگو و نپرس! دوست دارم یه کلاشینکف دستم بگیرم همه شونو قتل عام کنم:) همینقدر خشن و جانی :دی

مورد ۴ رو اگه خواستی میتونم به تو بگم کیه :دی با یه فرد بی گوشی رو به رویی:) آنیا این فست فودی جدیده رو رفتی؟ خیلی غذاش خوبه *ـــ* خیلی هم خوشحال میشم:) کی بهتر از تو:)
عاغا کاش کل بیان اسم مستعارشون رو از روی کتابای درسی انتخاب کنن:)) با یه شور و علاقه خاصی آمانیتا موسکاریا رو میخوندم و تو ذهنم ثبت میشد که دیدنی بود:)) ایشالا توی کنکورم ازش سوال بیاد اصن: دی :))
پاسخ:
وااااهااایی:) امشب دومین نفری هستی که مراتب عشق و محبتت رو نسبت به اسمم بیان میداری *ـــ*
ولی من آمانیتا موسکاریا رو میبینم ذهنم میاد سمت اینجا و خوب نیست :|
یه اسم هم توی فصل یازده پیدا کردم که فقط برازنده ی یه نفره:))
من تا الان فکر میکردم دوستای خودم انقدر نچسبن ولی الان فهمیدم که نه، از اونا نچسب ترم هست:|
بلاک کن برن،حوصله خرجشون نکن.
پاسخ:
نه نلی!
دوستای من دور از جون یاسمن البته، همه آشغالن :///
شاید یاسمن دیگه خواهرم محسوب بشه:)
آره یادمه
اون بخاطرِ حرفای آدم‌های مجازی بود نه اطرافیانم. البته از اون به بعد آدم‌های مجازی هم اونقدری برام مهم نیستن که با حرفاشون دنیام بهم بریزه که خب بخشِ مهمی از این اتفاق رو مدیونِ توام :)
پاسخ:
ای کاش همه مجازی بودن تا حداقل ظاهرشونو نمیدیدیم...
عه چرا؟ من چقدر خوبم...خخخ.. :دی
(ذوق مرگ میشود...)
درستش اینه که وقتی میدونه قصد آزار دارن از یه گوش در بدی به دروازه.
اما حالا که نمیتونید فعلا  تا کنکور تا میتونید ازش فاصله بگیرید،تلگرام رو پاک کنید، ذهنتون درگیر چیزای مهمتر کنید خلاصه...
اگه دیدید نمیشه فاصله گرفت و هیچ راهی نیست یه دعوا راه بندازید و بهونه واسه قهر کردن بدست بیارید (البته راه آخر)
بعضی آدم ها اصلا ارزش ندارن حتی بهشون فکر کنید.
پاسخ:
خب راستش من گوشی ندارم و این گوشی مامانمه:/ و متاسفانه شماره اش رو داره و بعضا به بهانه ی احوال پرسی مخل آسایشم میشه!
مطمئنا بعد اعلام نتیجه ی کنکور که به منم قبول شدم بلاکش میکنم الان احساس میکنه حسودی میکنم:/
قهر تنها گزینه ی روی میزه:)
خط آخر رو موافقم فقط نوشتم تا ذهنم بره بیرون...
عاغا همون فست فوده که توی خیابونش یکی دوتا فست فود دیگه و یه جیگرکی هست؟:)) 
دو بار رفتم توی فروردین ماه و اونقدر خوردم که شیکمم اندازه یه خانم باردار سه چهار ماهه شد=)))))))))))) لعنتی خیلی خوبه=)))))) 
+زنگ بزن منزل =)) یا اصلا از طریق " نامه به ویندی پاپلرز" یه کامنت خصوصی بفرست :دی :)) 
پاسخ:
آرهههه همون *ــــ* شاعر در وصفش میگه: آفاق را گردیده ام، بسیار خوبان دیده ام، اما تو چیز دیگری :)
منم تا حالا چند بار رفتم...

+ همون نامه بهتره:)
کیه؟ کیه؟ :))
+ تو هم جغد شدیاااا =))
پاسخ:
میگم :))
کدوم کیه راستی؟ قارچه؟ :دی

+ کمال همنشین در من اثر کرد و این صحبتا
منم ببرید کافه:(
پاسخ:
بیا شهرمون، حسابی میگردونیمت:)
آمانیتا به خالت بگو منو بفرسته با دخترش برم خارج:))
بالاخره ثواب داره،تو کشور غریب تنها نباشه بهتره:-P 
پاسخ:
دق مرگ میشی
جون مرگ میشی...
خیلی رو اعصاب تر از چیزیه که فکرش رو بکنی:)
بخاطرِ حرفای خوبت *_*
پاسخ:
ای بابا شرمنده م نکن حوا بانو:)
وااا زبونتو گاز بگیر خدا نکنه این حرفا چیه 
ولشون کن بابا ببخشید که میخوام بی ادب باشم ولی به حرف گربه سیاه که بارون نمیاد 
امان امان امان واقعا از حرف مردم ! فکر کن چند وقت پیش پدرم میگفت زودتر تکلیفتو معلوم کن نه ارشد میخونی نه پزشکی قبول میشی اونوقت همه فکر میکنن لیسانستو گرفتی داری دنبال شوهر میگردی:|||| :///// نمیدونم یعنی پاسخگوی این حجم از بلاهت مردم  هم من باید باشم آیا ؟؟؟؟!!!
خلاصه که take it easy هرچند با همه سلولهام میفهمم که چقدر برات سخته :****

پاسخ:
والا!
قشنگ توی خط توصیفشون کردی:)
آره میفهممت:) مثلا الان خانواده من مدام سرکوفت همین یاسمن حی و حاضرم رو بهم میزنن که شما هم سنید و با هم جشی خوندید و اینا ولی اون داره ترم۴ رو تموم میکنه تو هنوز کنکور ندادی:/
ای بابا:(
فکر نکنم تحملش از پشت کنکور موندن سخت تر باشه،من پوست کلفت تر از این حرفام.
+تابستون میرم تهران،بیا بریم تهران گردی.
پاسخ:
آرههه خوبه:)
البته اگه قبول بشم با این اوضاع یه هفته درس نخوندن:/

خیلییییی رو اعصابه! خیلیییی
این خاله یِ شما بدجور باهات لج کرده هااااا! :///
پاسخ:
کلا از من متنفره!
اساسا فامیلام دل خوشی ازم ندارن:/
چه بهتر والاااااا😕 
پاسخ:
عاخه همچین خوب نیست این حجم از تنفر..
مقصر تو نیستی که! بزار هرجوری عشقشون میکشه رفتارکنن ، مگه مهمه؟ اصلااااا برات مهم نباشه ..
پاسخ:
نباید باشه... نباید باشه... نباید باشه...
ولی یهویی یادم میاد عصبانی میشم:(
اصلا بیین مشکل از خودته. میری روی یکی کراش پیدا میکنی یارو تو زرد از آب درمیاد. میشینی پای این حرفای خاله زنکی و چیپ و احمقانه و...  فامیل اعصاب خودتو خورد میکنی .بابا بیا رو من کراش پیدا کن اصلا زندگی برات گلستون میشه!  
( معلومه چقدر دارم تلاش میکنم؟!  هاهاها) 

پاسخ:
موافقم. کراش تقلبی:/
کراش منی تو اصلا:)
کراش جان؟
چه اصرای داره ابن خالت:||
بارهاگفتن ذهنتو درگیراین جاهلین مدرن نکن:/
پاسخ:
اوهوم:(
جاهلین مدرن :دی همینه!
چقدر این پست لجم رو در اورد-_- آخه مگه نمیدونه با اون رتبه ای که پارسال آوردی هم راحت می‌تونستی بری پزشکی و خودت نرفتی :|| 
یه دیالوگ میگم از جادوگر شهر آز:
مترسک:من مغز ندارم تو سرم پر از پوشاله
دوروتی:اگه مغز نداری پس چجوری حرف میزنی؟
مترسک: نمیدونم، ولی خیلی از آدم ها هم هستن که بدون مغز یه عالمه حرف میزنن

امانیتای قوی ما خودت رو درگیر شون نکن من در جواب متلک هایی که فک و فامیل پارسال بهم مینداختن همش میگفتم  جوجه رو آخر پاییز میشمرن😅🤗
پاسخ:
خیلی حرصم رو در میارن:/ نه نمیدونه :دی شایدم میدونه خودش رو میزنه به اون راه:|

واااایی همدم جان عالی بود، دقیقا توصیف همین آدمای اطراف منه:)))))
جوجه رو وسط تابستون میشمرن؛)))
چه خاله ای :(
حسودن 
وگرنه اگه دلت میخواست بری ترم فلان تو بودی و ازون بالاتر
زجر آوره 
ولشون کن اصلا ... 
نه تو برو خونشون وقتیم قراره بیان خونه نباش
خاله من همش مامانمو دعوا میکنه که یه وقت منو اذیت نکنه :/قبولم نشدم مهم نیست 
پاسخ:
خاله های مردم، خاله ی من:|
نه بابا، به چی میخوان حسادت کنن عاخه؟!
خب اونا نمیدونن:)))
اوهوم:(
من اصلا باهاشون ارتباط ندارم ولی متاسفانه بیشتر اوقات خونه م یهویی میان راه فرار ندارم:(
بیخیال دختر 
اگه بخوای به همه ی اینا فکر کنی پس کی وقت فکر کردن به خودتو پیدا می کنی؟ تجربه ثابت کرده اونایی که نیش میزنن زهرشون به خودشون برمیگرده، تو اعصاب خودت رو خورد نکن بخاطر مسائل و حرفایی که هیچ تأثیری تو زندگی آینده ت ندارن! 
پاسخ:
خب بعضی وقتا خیلی عصبانی میشم… البته اون ها همین رو میخوان که من عصبانی بشم و درس نخونم:/ فکر نمیکنم بهشون…
موافقم:)))) زهرشون به خودشون برمیگرده:))))
به حرف گربه سیاه بارون نمیباره اصلا؛)
اینجور ادما آدم رو روانی میکنند😠😒😒😒😒
پاسخ:
راه علاجش همون تفنگ و قتل عامه که گفتم :دی
جونم؟!  
خب دیگه منم بالاخره کراش یکی شدم حالا میتونم با خیالت راحت سرمو بذارم زمین .  ( خنده ی هیستریک) 
پاسخ:
جونت بی بلا:)))
دور از جون، این چه حرفیه عاخه:| من کراش هیچکی نیستم:(((((
(وی با کراشش دل میدهد و قلوه تحویل میگیرد :دی) 
1.خوشحالم دختر خاله ندارم.کلا دختر نداریم تو خونواده.دختر عمو ندارم.ذختر عمه هام همسن مادرم و دختر دایی هام دو سه سالشونه.بار الهی،شکر!!

2.طلب صبر برای همه کنکور دارای فامیل خاله زنگ باز دار

3.رد شو
پاسخ:
خب خیلی خوشبختی بنفش:| الحمدلله:)
سپاس و تشکر:)))))
رد شدم رفتم از اونایی که پی جنجالن… (با حالت رپ بخون)