پرسپکتیو های مهتاب

هشـدار که آرامـش ما را نخـراشـی!

پرسپکتیو های مهتاب

هشـدار که آرامـش ما را نخـراشـی!

همیشه همینطور نمی ماند
یک روز که تصورش را نمی کنی
جایی که در خواب هم ندیدی لحظه ای که به هیچ چیز فکر نمی کنی
و تازه رها شده ای از بند آرزو
از جانب پروردگار دریافت خواهی کرد
چیزی فراتر از آنچه در طلبش بودی
چیزی ارزشمندتر و دلپذیرتر!
مطمئن باش در چنین روزی خوشحال تر خواهی بود...
٩٦/٨/١٧
_________________
وقتی رفتی تا آخر برو...
وقتی ماندی تا آخر بمان...
این تن، خسته است...
از نیمه رفتن ها، از نیمه ماندن ها...
۹۷/۲/۶

کلمات کلیدی

۱۵ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

شروط اول و دوم رو شوخی میکنه، نه؟! بگو که شوخیه😢 

اگه شوخی نیست برای چی اینقدررر درس میخونی لامصب؟ ازت متنفرررررم😑

البته اون پایین تبصره زده که شرط معدل داره😑 اما ١٦ نه ١٨!


+ خدایا یه نگاهی هم به این طرفا بکن، ما هم کمک لازمیم…

نمیدونم روزه بگیرم، نگیرم؟! خب معده ام به شدت حساسه😔 داستانش هم برای الان نیست، البته خیلیییی وقت بود که خوب شده بودم اما اینقدر قهوه و حرص و جوش خوردم که دوباره درد داره… حالا یه روز امتحانی میگیرم ببینم تا کجا پیش میرم.

۱۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۳۰
آمانیتا موسکاریا🍄

توجه تون رو به تست زیر از کتاب ادبیات موضوعی جلب میکنم:

گرفتید چی شد؟! همسر آبتین :| ینی خودش اسم نداشته و فقط همسر آبتین بوده! ای کاش فرانک، فریدون رو نجات نداده بود تا فریدون میمرد و ضحاک مغز همه رو میداد مارها میخوردن. و کلا منقرض میشیدیم :/

الان فرق مای عجم که خون آریایی تو رگ هامونه با اون عرب های جاهل که دخترا رو زنده به گور میکردن چیه؟! 


+ تازه تست های دیگه ای هم بود، از شاهنامه اقتباس شده بودن و نام مخاطب یا گوینده رو میخواست، هر جا که گوینده فرانک بود به جای این که گوینده رو بخواد مخاطب رو میخواست :| این یکی هم که استثنا گوینده رو خواسته بود، جوابش همسر آبتین شد:/ 


۱۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۱ ۲۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۱۹
آمانیتا موسکاریا🍄

نظر اینجانب به شرح ذیل میباشد :دی

١. ادبیات: کاملا منطبق به سطح کنکورهای ٩٥ و ٩٦! ٩٦% شد:/

٢. عربی: از درک مطلبش خوشم نیومد و کلا یه طوری بود عربیش، قلمچی بیشتر به دلم میشینه! ترجمه اش مثل کنکور بود:) ١٠٠% زدم، گفته بودم میمرم برای عربی؟!

٣. دینی خیلییییی آسون بود. خدا شاهده حدودا ٥-٦ دقیقه زمان برد و درصدم هم١٠٠ :دی

٤. زبان خب خیلی بد زدم. فکر کنم مثل کنکور بود چون درصدم همپن حدود کنکور ٩٥ و ٩٦ شد:|

٥. زمین در نهایت اقتدار ٤% :دی :دی

٦. ریاضی بدجوری خورد توی ذوقم:| بنظرم استاندارد نبود، ضمن این که سوال از انتگرال نیومده بود و اساسا تعداد سوال ها رو رعایت نکرده بود، اینقدر بد زدم قابل بیان نیست :((

٧. زیست خب من تقریبا هیچ مروری نداشتم و فهمیدم خیلی از مطالب رو فراموش کردم:/ خیلی از قیود استفاده کرده بود، آغازیان تقریبا سوال نداشت، ینی طوری که مرسوم و مقایسه ایه نبود، بعضی سوالاش خیلیییی آسون و تک کلمه ای بود که چنین سوالایی برای قبل کنکور ٩٢ هست، سوالای آسون زیست کنکور هم یه خورده پیچیدگی داره به هر حال! بعلاوه ماهیچه ی پروازی پرنده هموگلوبین داره؟ هموگلوبین؟ میوگلوبین:///

٨. فیزیک راضی بودم ازش:))) در سطح کنکور برخلاف قلمچی! ٦٦% نسبت به اون ٤٠ های قلمچی خوبه دیگه! نکته ی بعدی من از فیزیک میترسم و چون میترسم هیچی نمیزنم که غلط شه، هرچی زدم درست بود *__* ولییی توی زیست کلییی غلط زدم با توهم بلدم بلدن:|

٩. شیمی سنجش قبل از من زهر چشم گرفته بود، راستش میترسیدم ازش ولی نسبت به پیشینه اش خوب بود! اما باز هم معتقدم یه طوری بود. این یه طوری بودنه برای خو گرفتن با سیستم قلچیه نه که بد باشه. مثلا سوال اولش مشابه ٩٥خارج بود، چندتا مشابه ٩٥ داخل داشت! در کل بدک نبود اما من چندان آماده نبودم برای شیمی:(  من با اسید و باز و الکترو به شدت مشکل دارم:( چه کنم؟ درصدم هم٧٠ بود...

نظری داشتید بفرمایید:)

به عنوان جمع بندی حالا که سنجش و قلمچی تداخل دارن، با این اوضاع ترجیحم شرکت در قلمچی و حل سنجشدر منزله;) نمیدونم شاید هم نظرم عوض شد

۲۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۲ ۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۲۴
آمانیتا موسکاریا🍄
آدم...
وقتی دستش به جایی بند نیست
سراغ آرزوها می‌رود
آرزوهایش که محال شد
غرق می‌شود در خاطراتش…

این گوشه ای از درس خوندن منه:| چقدر واقعا بی کلاسیم ما:/ نه قهوه ای، نه نسکافه ای، نه کاپوچینو حتی! تازه وسایلمون هم ست نیست، خطمون هم ناخواناست:/ پیکاسو و داوینچی هم نیستیم حتی! ولی واقعی هستیم، واقعی! اونا همش شوعافه:)))
سمت چپ اثری هنری هستش از پای اسب که احتمال طرح سوال ازش زیر یک درصده:) سمت راست ساختارهایی که باید حفظشون کنم، بعضیا رو قشنگ باید استراکچرش رو بدونیم، بعضیا رو صرف این که گروهش رو تشخیص بدیم کافیه:) بعضیا هم که برای المپیاده:) یاد دوران المپیادم به خیر! یاد اون زمان که با یاسی و کاملیا هم تیمی بودم و دیگه نگم که چقدر عاااالییی لیگ پایا رو ترکوندیم:) هم شیمی، هم ادبی:) ادبی تمام سنگینی بارش روی دوش من بود و شیمی اونا بیشتر زحمت کشیدن:) نگم از مدالمون:) از مدال المپیاد بسیجم البته برای ادبی:)))
خاطره های دوست داشتنیم…

+ لعنتی! ایبوبروفن و آسپارتام رو یادم رفته بنویسم:| هم خوابم میاد، هم به جهنم:)
۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۱:۳۷
آمانیتا موسکاریا🍄

این جواب نلی به تنهایی کافی بود تا من هم ترغیب بشم که کاری که هیچ وقت انجامش ندادم رو انجام بدم:) البته منتی نیست، بهتر بگم خودم یهویی هوس کردم توی چالش شرکت کنم:) و شما هم خوندید و ۱۳نظر نوشتید ولی بی پاسخ موند. چرا؟ آزمون از رگ کردن نزدیک تر بود و من کل هفته ی قبلش رو به علت خستگی و احتمالا بی انگیزگی درس نخونده بودم. وقت کم بود و خیل نخونده ها بسیار زیاد:/

و دیشب پایان چالش اعلام شد و بقیه اش رو خودتون میدونید:) تا همین لحظه که در حال نوشتن هستم فقط یک کتاب رو به صورت غیر چاپی خوندم، عزاداران بیل غلامحسین ساعدی، منبع المپیاد بود و کلی گشتم و پیدا نشد. خواستم اینترنتی سفارش بدم که دیر دستم میرسید و اون جا بود که شرایط ایجاب کرد که از فیدیبوک استفاده کنم...

چالش خوبی بود و تشکر میکنم از برگذار کننده:) با عادات بقیه هم آشنا شدیم و باعث شد فکر نکنیم که فقط خودمون عجیب هستیم:) مثلا من فکر میکردم که خودم خیلی عجیبم:|

در پایان:

خلاصه که ناقض قوانین شدیم، رفت :دی


۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۶:۴۷
آمانیتا موسکاریا🍄
١. من فکر میکردم پسرها گریه نمیکنن… یا حداقلش خیلی دیر یا وقتی خیلی تحت فشارن…
هوم؟ اینطوریه؟
دعا کنین حالش خوب شه، حالم خوب شه، حالمون خوب شه:(
٢. امروز بعد از آزمون رفتیم خارج شهر! تو بخون بهشت برین! از اونجاهایی بود که من باشم و وی باشد و نی باشد و مِی باشد و هِی باشد:)ببینید بهشت برین رو:)
٣. آزمون هم نسبتا خوب بود. نسبت به یک هفته درس نخوندن:) ادبیات بعد از کلی ١٠٠ شد، تجربه ثابت کرده وقتی نخونده میرم و حسی میزنم ١٠٠ میشه:) عربی ٩٥، یک تحلیل صرفیِ ناقلای نزده! ریاضی هم ١٠٠:) بقیه ی درصدهام معمولی و بد! فیزیک ٤٠! :((((
٤. باروووون میاد جرجر!
٥. فردا قراره برای اولین بار در زندگیم برم کتابخونه با الی!
٦. دلبر فرمود سنجش به از قلم چی! البته فقط یکیش رو به قلم چی ترجیح بدم!
۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۲۹
آمانیتا موسکاریا🍄

تورا نمیدانم، اما من دلم روشن است

به تمام اتفاقات خوب در راه مانده،

به تمام روزهای شیرین نیامده،

به لبخندی که یک روز برلبمان می نشیند،

به اجابت شدن دعاهایمان

به محو شدن غم های دیرینه


+ فقط امیدوارم دیوونه نشم:| یه روز شادم، یه روز ناراحت! بسه دیگه:| فی الواقع سکون و رکود ترجیح میدم:|

امید بدم به خودم، مثلا:| یه روز میگم اصلا تو میتونی تک رقمی هم بشیا(!) :/ [اعتماد به سقف!]، یه روز هم به این نتیجه میرسم پردیس هم قبول نمیشم! :/

اَلهُمَّ إشْفَ کُلَّ مَریض :|||

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۷:۳۸
آمانیتا موسکاریا🍄

برای دوران جمع بندی برنامه ی مشاور پارسالم رو توی کانال https://t.me/theblindowl28 گذاشتم! لطفا برای هر کسی هم که کنکوری هستش، بفرستید❤️

محدثه اگه این پست رو میبینی توی وبت اعلام کن، مرسی❤️

موافقین ۷ مخالفین ۱ ۱۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۳۶
آمانیتا موسکاریا🍄

"?And you ask "What if I fall 

?Oh but my darling, what if you fly


موافقین ۹ مخالفین ۱ ۱۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۱۶
آمانیتا موسکاریا🍄

دیشب خواب روز کنکور رو دیدم... سوالات خیلی آسون و راحت بودن :دی

بعد مثل قلم چی بلافاصله بعد کنکور سنجش درصدها رو مرحله به مرحله وارد سایت میکرد البته قلم چی همه رو با هم میده اینجا سنجش درس درس داد! حدودا ۱۲:۳۰ اولین درصدم که ادبیات بود رو داد و من در حالی که داشتم از سرعت عملشون در تصحیح تمجید میکردم، متعجب بودم که چرا برای الهه درصد نیومده و مامانم گفت که تو جزء حروف اول الفبایی:/ (چه ربطی داره اصلا؟)

آهان درصدم... ادبیات ۴۸ :||||| گفتم ینی همه رو غلط زدم نمره منفی بوده؟ ینی از سال دوم هم کمتر زدم؟ (سال اول ۹۲، سال دوم ۹۰) بعد بابام هم اون وسط داشت دعوام میکرد که هزار بار بهت گفتیم شک داری غلط نزن:/ (همیشه به خاطر نمره منفی خیلی ترازم افت میکنه!)

بابام عصبانی شد و رفت خوابید:/ من همینطور منتظر زل زده بودم تا بقیه درصدها بیان... 

عربی ۶:||||| دینی ۸:||||| ریاضی ۵۵:/ زیست ۶۷:/ فیزیک ۵۰:/ شیمی ۴۵:/

اینقدرررر گریههه کردم:((( بعد یهویی نگاهم به ساعت افتاد دیدم ساعت ۴ شده و از کنکور زبان جا موندم:| و خیلی راحت رفتم بیرون و گردش! دیدم یه جایی که نمیدونم کجا بود داشتن یه مغازه سوپری درست میکردن و اثاثیه توش میذاشتن! سرک کشیدم ببینم داخل چه خبره! دیدم پسر خاله م مدیر اون فروشگاهه و گفت برای گذروندن اوقات بعد بازنشستگی میخوام اینجا بگردونم:| (پسرخاله ام هنوز استخدام نشده و دانشجوعه!) همون وسطا یه دختر رو که صبح توی حوزه کنکور دیده بودم، نمایان شد و پرسید که فلان سوال زمین که دبی رود رو میخواست چند میشه؟ گفتم سوال دبی داشت؟ من زمین وقت نکردم جواب بدم:(( اهههه دبی که آسون بوده...

ان شاء الله اضغاث احلام بوده...

+ در راستای پست قبل نمیدونستم اختلالات روانی هم جزء عجیبیات محسوبی میشه:) pareidolia + synesthesia

۱۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۳۲
آمانیتا موسکاریا🍄